سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

390

تاريخ ايران ( فارسى )

آنتيگون و بطلميوس در اين ميانه جنگ در مغرب با بهره‌منديهاى مختلف ادامه داشت . دمتريوس بتسخير قبرس مشغول بود كه ناگاه بحريه‌اى در تحت فرمان خود بطلميوس در آنجا پديدار گرديد و در جنگى كه واقع شد مصريان كاملا شكست خوردند و علاوه بر ناوگانى كه غرق شدند چهل كشتى جنگى و هشت هزار مرد و غنائم بسيار بچنگ حريف درآمد . در تعقيب اين فتح آنتيگون بمصر تاخت ولى شكست خورد . مانند پرديكاس در جزيرهء ردس نيز كه دمتريوس از تسخير آن عاجز گشته بود دچار يأس گرديد ، چه بطلميوس با پول و لشكر باينجا مدد زياد كرده و آن جزيره را در مدافعه كامياب گردانيد جنگ اپسوس 301 قبل از ميلاد در سالهاى آخر در حالى كه آنتيگون « 1 » فقط بنگاهدارى متصرفات خويش ميپرداخت در 302 قبل از ميلاد لشكريان ليزيماك و كاساندر متفقا بآسياى صغير درآمدند . دمتريوس كه در يونان مشغول فتوحات بود بعرصهء جنگ طلبيده شد . اما اين جنگ بواسطهء وجود سلوكس خاتمه يافت ، چه در آخر سال 302 قبل از ميلاد او با بيست هزار پياده و دوازده هزار سوار و چهارصد و هشتاد زنجير فيل و يكصد ارابه جنگى مسلح بكاپادوكيه وارد شده و در بهار 301 پيش از ميلاد در اپسوس واقع در ولايت فريگيه ، كنار شاهراه ما بين سارد و شوش بقشون ليزيماك پيوسته و بميدان جنگ درآمد . در ابتداى امر دمتريوس بقشون سواره كه در زير فرمان آنتيوخوس « 2 » پسر سلوكس بود حمله برد و ويرا شكست كامل داده منهزم ساخت ولى به همان قسم كه در اين اواخر براى پرنس روپرت « 3 » اتفاق افتاد تا مسافت دورى مشغول تعاقب قشون شكسته گرديد . در اين اثناء سلوكس فيلان جنگى را به كار انداخته و پيروزى حاصل نمود و تكميل فتح بواسطهء كشته شدن آنتيگون دلاور در عرصهء جنگ بوده است كه تا نفس واپسين در انتظار مراجعت فرزند رشيد خود بود . اين فتح باعلا درجه داراى اهميت بوده است زيرا با وجود اينكه دمتريوس متصرف قسمتى از يونان و كليكيه و

--> ( 1 ) - Antigonus . ( 2 ) - Antiochus . ( 3 ) - Prince Rupert .